شکنجۀ جنسی و تجاوز سیاسی

چهارمین گردهمائی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران. نهم تا یازدهم سپتامبر ۲۰۱۱ – یوتبوری، سوئد

موضوعات مورد بررسی:  شکنجۀ جنسی و تجاوز سیاسی

شکنجۀ جنسی
نقش فرهنگ در درک مسئله تجاوز
تجاوز سیاسی
شکنجۀ جنسی مردان و زنان
برخی عواملِ اختلال در به یاد آوردن تجربۀ شکنجه
برخی علائم جسمی

 

شکنجۀ جنسی

تعرض جنسی یکی از اشکال شکنجه است. علیرغم این که درک قربانی شکنجه در این مورد که آیا نسبت به او تعرضی جنسی صورت گرفته یا نه مبتنی بر باورهای فرهنگی اوست، اکثریت قربانیان این نوع شکنجه، خشونت های ذکر شده در زیر را شکنجۀ جنسی محسوب می کنند:

تعرض به آلت و اندام تناسلی، سینه ، باسن و مقعد، تهدید به خشونت جنسی، تحقیر جنسی، اجبار به برهنگی، ناظر اجباری تعرض جنسی به دیگران بودن، اجبار به تماس جنسی بین زندانیان، اجبار به تماس جنسی با حیوانات، اجبار به اعتراف به تماس جنسی نامشروع با همرزمان و دوستان خويش، وارد آوردن ضربه و شوک برقی به اعضای جنسی بدن، تعرض به مجاری ادرار و مدفوع به وسیله اشیاء یا حیوانات، و تجاوز.

برهنگی اجباری به حس آسیب پذیری قربانی می افزاید، زیرا همراه با ترس های دیگر، در ذهن او درجه ای از آگاهی را بر می انگیزد، که احتمال تجاوز به دستگاه تناسلی یا مقعد وی همیشه باقی است.  تهدیدهای لفظی با مضمون جنسی، و تمسخر به جنبه های تحقیر کننده و اهانت آمیز این نوع شکنجه می افزایند و دست زدن به اعضای جنسی بدن می تواند آسیب روانی بر روی قربانی باقی گذارد. بیشتر از همۀ انواع شکنجه، تجاوز جنسی احتمالا قوی ترین احساسات را در قربانی و شنوندۀ او بر می انگیزد. این نوع از شکنجه شامل تعرضی به یکی از شخصی ترین و خصوصی ترین حریم های انسانی است.

نقش فرهنگ در درک مسئلۀ تجاوز

فرهنگ نه تنها چهارچوبی است برای درک باورها و هویت انسانها،  بلکه زمینه ائی است برای تعریف و معنای تجاوز.

چگونگی نگاه افراد جامعه به نقش زنان و مردان می تواند در پیدایش موقعیت برای عدالت خواهی و چگونگی برخورد قربانی و اطرافیان او به این واقعه و تاثیرات اش نقش بازی کند. تجاوز می تواند به وسیلۀ فرهنگ توجیه شده و شکل قانونی پیدا کند. بطور نمونه تجاوز شوهری به همسرش در بسیاری از جوامع عواقب قانونی ندارد، چون از نظر فرهنگی این مسئله اصلا معنی نمی دهد، زیرا زن جزئی از مایملک مرد محسوب شده و وظیفه دارد تا تمایلات جنسی شوهرش را برآورده سازد. بنابراین فرهنگ هر جامعه ای بر روی شیوه ای که بواسطۀ آن تجاوز معنی می یابد، زبانی که برای گفتگو در مورد آن موجود است، و محدودیت های اجتماعی ای که تعیین می کنند کی و کجا می شود در مورد تجاوز حرف زد  مستقیما تاثیر می گذارد. اما صرف نظر از هر چهارچوب فرهنگی، در نهایت تجاوز عملی است خشونت آمیز با فطرتی جنسی.

تجاوز

تجاوز انجام عمل مقاربت جنسی است،

علیه خواست فرد و با استفاده از زور، خشونت، اجبار و تهدید، یا ایجاد ترس از وارد آمدن صدمه فوری بر بدن یا احتمال مرگ. تجاوز عملی است که در آن قربانی به دلیل تاثیر مواد مستی آور، مخدر، یا بی حس کننده ای که متجاوز به او تزریق کرده/ خورانده است، صلاحیت رضایت دادن نداشته یا قادر به مقاومت نیست.

قربانی تجاوز می تواند نسبت به ماهیت عمل یا هویت متجاوز آگاه یا ناآگاه باشد.

قربانی ناتوان از دادن رضایت بوده و متجاوز به این امر آگاه است.

تجاوز می تواند از راه نفوذ جنسی، با یا بدون استفاده از اشیاء انجام گیرد.

استفاده متجاوز از اندام های دیگر بدن خود یا قربانی برای نفوذ جنسی، مانند انجام عمل سکس از طریق دهان و تحریک اندام تناسلی با استفاده از اشیاء یا دست، تجاوز محسوب می شوند.

ممکن است حمله به فرد با قصد تجاوز صورت گیرد، اما بر اساس برخی قوانین، درعدم وجود نفوذ جنسی/ دخول به درون واژن/ مقعد، تجاوز صورت نگرفته است.

تجاوز سیاسی

برای ما درک این مسئله دارای اهمیت ویژه ای است که تجاوز چگونه در جهت اهداف سیاسی استفاده شده، و در این چهارچوب، وقتی به عنوان شکنجه بکار برده می شود، چه اثراتی می تواند بر روی فرد، خانواده و جامعه به جای بگذارد. برخی افراد سلطه مرد بر زن، در حوزه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی را به عنوان مهمترین عامل تجاوز دانسته و تجاوز را چیزی بیشتر یا کمتر از یک روند آگاهانۀ تهدید و ارعاب، که به واسطۀ آن تمام مردان تمام زنان را در ترس نگه می دارند، نمی بینند. اما بررسی جنسیتی تجاوز، به عنوان عملی برای سلطۀ جوئی و ابراز انزجار مردان نسبت به زنان به تنهائی، برای درک چرائی استفاده از تجاوز بعنوان سلاح سرکوب سیاسی بر ضد هم زنان و هم مردان، توضیحی ناکامل است.

برای روشن کردن هر چه بیشتر مفاهیم، تجاوزی که در چهارچوب نقض حقوق بشر به شیوه ای روش مند و سیستماتیک انجام می گیرد را «تجاوز سیاسی،»  و تجاوزی را که در جوامعی با نظمی ”نسبتا سالم“ و دارای ”قوانینی برای حمایت از حقوق شهروندان“ اتفاق می افتد را «تجاوز اتفاقی” می نامیم.

تجاوز سیاسی، شکنجه ای هدفمند، روش مند و سیستماتیک، در چهارچوب نقض حقوق بشر بوده و جزءِ قاموس جوامع تحت سرکوب است. تجاوز سیاسی بدون شک قسمتی از سرکوبی برنامه ریزی شده و همه جانبه برای کنترل، تنبیه، و تحقیر افرادی است که علیه ستم  و روابط نابرابر اقتصادی وارد بر جامعه شان عکس العمل نشان می دهند. یورشی است برای مغلوب کردن گروه یا طبقه ای که متجاوزین، فرد یا افراد قربانی را جزئی از آن می پندارند.

تجاوز سیاسی عمل یک فرد دچار اختلال نبوده، بلکه عمل سیستمی بیمار است. در چهار چوبی که تجاوز سیاسی در آن  رخ می دهد، قربانی همیشه به این امر آگاه است که مجالی برای جبران خسارت یا تحقق عدالت نخواهد داشت، و در واقع یکی از اهداف اصلی شکنجه گران هم همین است که در قربانی خود احساس ناامیدی، ناتوانی و فروماندگی را القاء کرده تا به هدف بزرگ تر خود یعنی به تسلیم در آوردن دائمی جامعه دست یابند. بسیاری از قربانیان تجاوز سیاسی در واقع احساس می کنند که به خاطر تعلق به تفکر و گروه های ویژه ای از جامعه مورد هدف قرار گرفته شده اند و نه صرفا به خاطر زن بودن، که در موارد تجاوزهای غیر سیاسی می تواند قابل بحث باشد.

عملا همه کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند درجاتی از اختلال روانی در روزها و هفته های پس از آن واقعه را تجربه می کنند. روند اولیۀ انطباق و بازسازی فرد پس از وقوع فاجعه ای بستگی دارد به اتفاقاتی که بلافاصله پس از آن فاجعه رخ می دهند. در بسیاری موارد، پس از ”تجاوز اتفاقی،“ قربانی تغییرات زیادی در شیوۀ زندگی خود می دهد که  شایع ترین آن ایجاد تغییر در محل کار، محل زندگی و روابط است. ایجاد این تغییرات، به دستیابی به حس کنترل در قربانی کمک کرده، در روند ترمیم او موثر است. در شرایط زندان و جنگ و دیگر نا آرامی های سیاسی، قربانیان چنین امکانی ندارند.

در مورد تجاوز سیاسی درون زندان ها، مسئله قابل ملاحظه  همچنین این است که زندانیان حتی قبل از وقوع تجاوز در شرایط روانی و جسمی بسیار بدی بسر می برند. آنان معمولا مورد بازجوئی و تهدید و شکنجه قرار گرفته اند و با کمبود یا نبود خوراک و آب و محرومیت از دسترسی به دستشوئی روبرو هستند. زندانیان ممکن است موردشکنجه های روانی از قبیل تهدید به آزار افراد خانواده و اعدام نمایشی و بی خوابی قرار گرفته باشند. بسیاری از جان بدر بردگان، به دلیل سرکوب شدید در جامعه شان، پس از مورد تجاوز واقع شدن مجبور به فرار از آنجا می شوند، و مضاف بر آنچه تجربه کرده اند، باید با مشکلات فرار و تبعید نیز دست و پنجه نرم کنند.

مسئلۀ دیگری که ماهیت این نوع تجاوز را پیچیده تر می کند حیطۀ فرهنگی ای است که به این عمل شنیع پوشش می دهد. چگونگی نگاه افراد جامعه به نقش زنان و مردان می توانند در وجود موقعیت برای عدالت خواهی و همچنین در چگونگی برخورد قربانی و اطرافیان او به این واقعه و تاثیرات جانبی آن نقش بازی کند. برای نمونه می توان گفت جان بدر بردگان دهۀ شصت در مقایسه با خیزش ۸۸ با زمینۀ فرهنگی- اجتماعی متفاوتی در برخورد با مسئلۀ تجاوز در زندان ها و موقعیت برای ابراز وقوع چنین فجایعی روبرو بوده اند.

شکنجۀ جنسی مردان و زنان

استفاده از شکنجه به برقراری دائمی درجه ای از حس ترس و عدم اطمینان کمک می کند. تجاوز به مثابه شکنجه واقعه ایی است که بر روی تمام روابط زندگی فرد تاثیر می گذارد و هیچ کدام از کسانی که با قربانی تجاوز رابطه ای دارند دیگر همان گونه که پیش از آن  بوده اند نخواهند بود.

با اینکه مردان به هیچ وجه از مورد تجاوز واقع شدن مصون نیستند، زنان هدف اصلی این نوع خشونت، به ویژه در دوران جنگ، و در زندان ها در دوران سرکوب بوده و هستند. بین شکنجۀ جنسی مردان و زنان تفاوت هایی وجود دارند:
برای زنان و مردان، تجاوز همیشه با ریسک مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی، و برای زنان با ترس از حاملگی، همراه است. شکنجۀ جنسی مردان معمولا بوسیلۀ وصل برق و وارد آوردن ضربات مستقیم به آلت تناسلی اعمال می شود، که همراه با، یا بدون اعمال شکنجه های دیگر به مقعد است. در مورد هر دو جنس، آسیبی که به جسم وارد می آید با آزارهای لفظی و فحاشی، و جملات رکیک تشدید می یابد.

تجاوز سیاسی به مردان

تجاوز به مردان به ندرت فاش می شود و در حقیقت نوعی شکنجۀ فراموش شده است. این امر به ایزوله شدن و خاموشی قربانیان و تشدید مشکلات شان می افزاید. اما در برخی موارد، به منظور پایان دادن به اعتراضات از طریق اشاعۀ وحشت در جامعه، متجاوزین خبر تجاوز به مردان را انعکاس می دهند:

برای نمونه، در الجزایر، فعالین سیاسی مرد در زندان ها را مجبور به چمباتمه زدن کرده، و با فشار روی بطری می نشاندند، سپس بدن برهنه و شکنجه شدۀ آنان را، برای دید همگان، در اطراف شهرها می انداختند. به آنان می گفتند چون ”مردانگی شان“ را از دست داده اند دیگر کسی آنان را جدی نخواهد گرفت، حتی خانواده های شان.

مواردی مشابه این اعمال را در ایران پس از خیزش   ۱۳۸۸ مشاهده کرده ایم.

عوامل اختلال در به یاد آوردن تجربۀ شکنجه

بازماندگان شکنجه به چندین دلیل مهم ممکن است در بازشماری برخی جزئیات خاص از شکنجه خود مشکل پیدا کنند. برخی از این عوامل عبارتند از:

تجویزات فرهنگی که اجازۀ بیان تجربیات آسیب زا را جز در موقعیت هایی بسیار محرمانه نمی دهند.

عوامل مربوط به خودِ دوران و چگونگی شکنجه، مانند چشم بند، مواد مخدر، بیهوشی مقطعی

اختلال روانی-عصبی در حافظه در اثر ضربات به سر، خفگی مقطعی/ از دست دادن اکسیژن، غرق شدن تقریبی، یا گرسنگی.

اثرات روانی شکنجه و آسیب دیدگی ناشی از آن، از قبیل تحریک پذیری مفرط، و اختلال در حافظه ناشی از بیماری های مربوط به ضربه و آسیب دیدگی روانی، مانند افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه.

تحریک پذیری مفرط به این معنی که واقعۀ فاجعه بار به وسیله یادآوری ناگهانی و پریشان زایِ وقایع، شامل هجوم تصاویر ذهنی، افکار، تکرار خواب های آشفته کننده، مکرراً تجربه می شود. فرد به منظور کاهش درجه و شدت درد ناشی از خاطرات، به طور خودآگاه یا ناخودآگاه، ازسیستم های دفاعی انکار، اجتناب، و ”سرکوب،“ یا دور کردن خاطرۀ تجربیات از حافظه استفاده می کند، که به ”آب رفتن“ یا ”باریک شدن“ خاطرات می انجامد.

گسستگی در زمان وقوع تجاوز: یعنی معطوف کردن توجه به چیزی خارج از فاجعۀ در حال وقوع. نتیجۀ دراز مدت این عمل دفاعی می تواند به شکل تغییرات در سطح آگاهی از محیط و واقعیت اطراف، فراموشی های مقطعی و موضوعی، احساس قطع تماس با بدن خود، و غفلت های دوره ایی ذهن نمایان شود.

عدم اعتماد نسبت به مصاحبه گر
ترس از قرار دادن خود و دیگران در معرض خطر
باور به این که روایات شان برای به زبان آوردن و شنیدن توسط دیگران بیش از حد دشوار است.
باز ماندن از پیدا کردن کلمات برای توضیح تجربیاتی که بسیار فجیع اند.
ترس از اینکه تجربیات شان آنقدرهولناک اند که دیگران باورشان نخواهند کرد.

برخی از علائم جسمی تجاوز

– ادرار مکرر
– بی اختیاری/ تخلیه غیرارادی یا کنترل نشدۀ ادرار
– سوزش در هنگام ادرار
– بی نظمی قاعدگی
– بارداری، سقط جنین، یا خونریزی واژینال
– مشکلات در رابطه با فعالیت جنسی/مقاربت
– درد مقعد، خونریزی، یبوست، بی اختیاری/ترشحات یا دفع غیر ارادی مدفوع

مسائل مهم دیگر که به آن نپرداختیم   

– تاثیرات تجاوز بر روی خانواده
– تاثیرات تجاوز سیاسی بر روی کودکان و نوجوانان: هنگامی که آینده را به یغما می برند.
– انتقال عفونت های جنسی ناشی از تجاوز
– درمان

این نوشته در مقالات ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s