متن سخنرانی ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴ گفتارهای برکلی – برکلی، کالیفرنیا – Berkeley Lecture Series
فایل صوتی -تصویری در اینجا قابل دسترسی است.
امروز قرار بود به معنا و مفهوم قهرمان و قهرمانی در ابعادی فردی و گروهی بپردازیم و به ضرورت های اجتناب پذیر یا گریز ناپذیراجتماعی نیاز به آن اشاره کنیم. گفتارم را با اشاره به این موضوع آغاز می کنم که دست یافتن به آزادی و زندگی بهتر، بهره برداری از ترکیبی از دانش آکادمیک و تجربیات و خرد مردمی را ضروری می سازد. در این مقطع از زمان، شاید تنها کمکی که روانشناسی بتواند به جنبش آزادیخواهی مردم ایران کرده باشد، افشای فرضیاتی است که بعنوان عقل سلیم، از جانب به اصطلاح نخبه گان به مردم معرفی می شوند تا عملکردهای سیستمی سرکوبگر را عادی و طبیعی جلوه دهند. در اینجاست که وظیفه روانشناسی سعی در آگاه سازی در جهتی می شود که مردم بتوانند از منطق پژوهش برای رسیدن به آزادی خود بهره جویند. به همین منظور، پرداختن به ریشه ها و علل از خودبیگانگی مردم سرکوب شده و تسلیم طلبی، بی عملی و تقدیرگرایی آنان و همچنین پرداختن به واکنش هایی از قبیل شجاعت، استقامت، مقاومت و واگشت پذیری، که به معنی قابلیت دوباره برخاستن از میان سختی هاست، در دستور کار روانشناسی قرار می گیرد – روانشناسی ای که با مشاهدۀ سرکوب، تحقیر و تحمیق روزانه مردم بدست جمهوری اسلامی و سرزنش آنان برای معضلات روحی و رفتار پرخاشگرانه اجتماعی شان، نمی تواند بی عمل و بی طرف به تماشا بایستد، روانشناسی ای که خود را نه لزوما مدافع مردم بلکه همراه و هم طراز آنان در چالش برای رسیدن به آزادی و زندگی بهتر می بیند.

