شنبه ٢٦شهریور ١٤٠٢ ، مصادف با ١٧ سپتامبر ٢٠٢٣
به یاد عاشق ترین زندگان دهه شصت
سخنرانی در اتاق بذرهای ماندگار
امروز که برای یادآوری و گرامیداشت مقاومت و ازخودگذشتگی مبارزین دههی شصت گرد هم آمدهایم، درست یک روز بعد از سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی، مهسای مردم، که قتل او جرقه ای شد برای جنبش کنونی، هستیم. برای بسیاری از آنهایی که دوران خونین دهه شصت را به یاد دارند، صحنهها و روایات مبارزه و مقاومت مردم و تصاویر و روایات خشونت از سوی حاکمیت در خیزش کنونی یادآور خاطرات جنگ نابرابر میان مبارزین از جان گذشتهی دههی شصت و رژیم نوپای جمهوری اسلامی در آن دهه است. دهه ای که در آن بسیاری از مبارزین در سکوت و بیخبری جامعه، و بی اعتنایی جامعه ی جهانی، زندانی، شکنجه، و اعدام شده و بسیاری از آنها در گورهای جمعی بینام و نشان و گاهی در پشت حیاط خانهی پدر و مادر به خاک سپرده شدند.
در اینجا درود می فرستم به خاطره ی همه ی مبارزین از جان گذشته راه آزادی و برابری از سعید سلطانپور تا محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، از ستار بهشتی و فرزاد کمانگر تا محمد حسینی، و بقیه ی جانباختگان راه آزادی و برابری، مانند روح انگیز دهقانی و زهرا بهکیش تا یلدا آقافضلی و از نژلا قاسملو تا نیکا شاکرمی و آیلار حقی.
وظیفهی ویژهی سرکوب سیاسی از بین بردن صدای افراد و پیوندهای اجتماعی آنان است، فلج کردن مشارکت و توانمندی افراد و در نهایت تغییر فرهنگ جامعه به فرهنگ سکوت و حفظ بقای فردی برای تسلط یافتن کامل بر آن. خشونت سرکوبگرانه اما تا آنجایی موثر است که از راه ایجاد ترس رفتار افراد را برای مدتی مهار می کند. به عبارت دیگر، هر کجا که سرکوب هست، مقاومت هم وجود دارد و زمانی که مردم تحت ستم به آگاهی دست پیدا کنند، علیه وضعیت موجود به حرکت در میآیند، و در این پروسهی حرکت صدای خود شان را هم باز مییابند.
در این روند مقاومت و سرکوب جانهای زیادی فدا و ربوده میشوند، و برای همین وقتی حاکمیت دست به جنایت میزند، دادخواهی به عنوان جزئی از مجموعه راهحلهای لازم در نظر گرفته می شود، در جهت بازسازی حس عدالت در بازماندگان این جنایات و همینطورحرکت به سوی بازسازی جامعهای که خشونت و سرکوب سیاسی را از سر گذرانده است. دادخواهی تلاشیست برای کشف حقیقت و برقراری عدالت. دادخواهی یک پروسه تاریخیست، که نقطه آغازش در همان زمانی قرار دارد که جنایت اتفاق میافتد و مقاومت در برابر آن آغاز میشود.
در مرکز هر جنبش دادخواهی، جانبدربردگان، جانباختگان و خانوادههای آنان قرار دارند، و در هر روند دادخواهی معمولا این پرسشهای ابتدایی مطرح میشوند: چه کسی باید تنبیه شود؟ کدام نهاد این مهم را بدست خواهد گرفت یا برآن نظارت خواهد داشت؟ براساس کدام پارامترها و قوانین این کار انجام خواهد گرفت و کِی؟ برای جانبدربردگان، جانباختگان و خانوادههای آنان چه باید کرد؟به عبارت دیگر، یک پرسش اساسی دادخواهی این است: چه کسانی تاوان بیعدالتیهای گذشته و حال را خواهند داد؟ و چگونه؟
حافظه تاریخی، کشف حقیقت و رسمیت یافتن جنایات، تعقیب کیفری، عدالت ترمیمی و آشتی و عدالت انتقالی و جبران خسارت معمولا مباحثی هستند که در پروسهی دادخواهی مطرح میشوند، و بسته به شرایط هر جامعه و تجربیاتش از سرکوب، شکل متفاوتی به خودشان می گیرند.